امروز : یکشنبه 26 فروردین 1403 هجری شمسی , 4 شوال 1445 هجری قمری , 14 آوریل 2024 میلادی
**** شعار جهانی بهتر : بندگی خدا ، شاد کردن انسانها ، احترام به طبیعت ****
 
* * * قابل توجه بینندگان عزیز سایت جهانی بهتر : قسمت نظرات سایت راه اندازی شد . مدیریت سایت منتظر نظرات شما در پایان هر مطلب می باشد . ممنون * * * با دنبال کردن مطالب و معرفی سایت به دیگران انگیزه ما را در بهتر کردن امکانات سایت تقویت کنید * * *
 

مدیریت سایت

  previous  
 

دکتر محمد رضا امینیان

 
 

Dr.Aminian@jahanibehtar.com

 

آمار بازدیدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز643
mod_vvisit_counterدیروز442
mod_vvisit_counterاین ماه6386
mod_vvisit_counterکل بازدید1570974

آی پی شما : 44.201.97.224

مطالب

 

بحران شایستگی مشاهده در قالب PDF چاپ

شایسته سالاری کلمه مرکبی است که همه روزه در محاورات عمومی مردم و در سخنرانی های تخصصی گویندگان و در رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی در فضای مجازی با تواتر نسبتا زیادی تکرار می شود و به نظر می رسد که همه می دانند که مشکل چیست و راه حل کدامست ولی باز، همه می دانند که مشکل در حال حل شدن نیست. هر روز با قرار گرفتن افراد غیر شایسته در جایگاه های اجتماعی و اداری رو به رو می شویم و باز هم می نالیم که چرا؟ ولی هیچوقت دقیق نمی شویم که علت اینکه این اتفاق خوب یعنی قرار گرفتن افراد شایسته در جای خود، نمی افتد، چیست. آسیب شناسی جریان عدم شایسته گزینی کار بسیار مهمی است که باید توسط متخصصان امر انجام گرفته و نتایج آن برای مردم تشریح شود و کار من در یک مطلب کوتاه نیست ولی در حدی که ضربه ای به وجدان های خفته بزند سه علت ریشه ای را ذکر می کنم ، تاریخ پرحادثه، درآمدهای نفتی و خرافه گرائی.

1-      تاریخ پرحادثه: تاریخ ایران پر است از اتفاق عجیبی به نام جانشین کشی و این نشان از یک حس بی اعتمادی قوی دارد که در گذشتگان ما وجود داشته است. تاریخ پر حادثه، مهمترین دلیلی است که این حس بی اعتمادی را می تواند توجیه کند. این واقعیت تلخ که تاریخ ما پر از ناامنی، بی نظمی و ناپایداری است را نمی توان کتمان کرد چرا که تنها 1200 جنگ با مقیاس بزرگ در سرزمین ما رخ داده و این رقم جدای از هزاران هزار جنگ منطقه ای و محلی است. جنگ های ایران و یونان در دوره هخامنشیان، حمله اسکندر، جنگ های ایران و روم در دوره اشکانیان، مانی کشی در دوره ساسانیان، جنگ های مدائن، قادسیه و نهاوند و در نهایت یورش مغول، که در این دوره هرج و مرج، ناامنی و اختلافات قبیله ای به اوج می رسد و تا سال ها بعد هم ادامه می یابد، تعدادی از این جنگ ها و ناامنی ها است. این حوادث باعث شد که متوسط عمر شاهان و حکمرانان که بر اساس نظام سلطنتی قرار بود مادام العمر باشد، قبل از اسلام به حدود 15 سال و بعد از اسلام به حدود 11 سال برسد ونتیجه آن اینست که اعتماد مدیریتی از بین برود و شاه به عنوان عالی ترین مقام اداری کشور به عمر مدیریتی خود با شک و تردید نگاه کرده و افراد شایسته ای را که فکر می کند ممکن است جایگزینش بشوند از بین ببرد. از طرف دیگر مدیر ایرانی بر اساس این تجربه، شرط اول قضاوت در مورد شایستگی را جلب اعتماد می داند یعنی شایستگی اینست که من به تو اعتماد داشته باشم و سایر فاکتورهائی که در تعریف شایستگی وجود دارد خیلی مهم نیست. در واقع بی اعتمادی پیش فرض ذهنی انسان ایرانی است که از دیگران می خواهد با نشانه های بیرونی و به شکلی عینی، "اعتماد" را که یک مؤلفه حسی و درونی است در وی برانگیخته کنند تا او پس از پردازش این نشانه ها، فرایند قضاوت در مورد شایسته بودن یا نبودن افراد را آغاز کند. این دیدگاه که ناشی از همان ناامنی بر اثر تاریخ پرحادثه است، در حقیقت عامل از بین رفتن فرهنگ شایسته گزینی و ایجاد فرهنگ تملق و چاپلوسی است که تاکنون نیز ادامه دارد.

2-      درآمدهای نفتی: فرهنگ چاپلوسی با وجود درآمد خوب تشدید می شود چرا که ضرر و خطر وجود چاپلوسان و تعریف فرد شایسته به فرد چاپلوس و قرار گرفتن این افراد در مواضع تصمیم گیری، با وجود پول و درآمد کافی، خود را نشان نمی دهد و در نتیجه این رویه مورد طرد جامعه قرار نمی گیرد. اگر درآمدی وجود نداشت، در جریان تاریخ، نشستن چاپلوسان در مراکز قدرت، به تدریج مشکلات زیادی ایجاد می کرد و مردم متوجه می شدند که شایستگان در مصادر امور قرار نگرفته اند و این امر نامیمون به تدریج و مخصوصا در جریان مدرن شدن کشور اصلاح می شد ولی درآمدهای نفتی این روند اصلاح را در اکثر کشورهای نفت خیز مخصوصا در ایران که با دو عامل دیگر عدم شایسته گزینی نیز مواجه بود، با اختلال رو به رو کرده است.

3-      خرافه گرائی: در مطالب قبلی همین سایت گفته ام که خرافه به معنی باور و رفتاری است که با هدف تعیین شده برای آن باور و رفتار رابطه منطقی علت و معلولی ندارد. ملتی که خرافه گرا است نمی تواند بین علت ها و معلول ها در هیچ زمینه ای رابطه درست برقرار کند و در نتیجه در بحث مدیریتی نیز اختلال ناشی از سوء مدیریت افراد نالایق را به آن ها نسبت نمی دهد و دلایل واهی دیگری را مطرح می سازد. افراد به ناحق نشسته بر کرسی های مدیریتی نیز از این فرهنگ خرافی موجود در جامعه سوء استفاده کرده و در توجیه علت ناکامی های خود دلایلی که ربطی به موضوع ندارند را به خورد مردم خرافه گرا می دهند و آن ها نیز باور می کنند. اگر عادت و باور کنیم که علل و معلول با یک رابطه منطقی باید به هم ربط داشته باشند این دلایل واهی را قبول نکرده و ناشایستگی افراد برای خیلی از اموری که تصدی آن را به عهده گرفته اند مشخص می شود و نیز مشخص می شود که قرار گرفتن آن ها در آن مواضع اداری عمدتا بر اساس چاپلوسی شان بوده است.

من این سه عامل را مهمترین عوامل بحران شایستگی می دانم و همچنین می دانم که این سه عامل یکدیگر را تشدید می کنند. هرچه کشور با حوادث جدیدی روبه رو بشود، با افزایش بی اعتمادی فرهنگ چاپلوسی تشدید شده و هر چه درآمدهای نفتی افزایش یابد اختلالات ناشی از چاپلوس گزینی، خود را نشان نمی دهد و چاپلوسان ناشایسته نشسته بر صندلی، با پول نفت و استفاده از خرافه گرائی، ضعف خود را به خوبی پوشش می دهند. چه باید کرد؟ باید از خرافات دست کشید، پول نفت را صرف آموزش و سلامت مردم کرد تا در تصمیمات خود منطقی بشوند و دست چاپلوسان از آن کوتاه بشود و نهایتا تعریف شایستگی که اکنون در تملق و چاپلوسی خلاصه می شود به داشتن توان عملی و نظری برای انجام ماموریتی مشخص و تحت نظارت سیستمی و تعریف شده، اصلاح بشود. داشتن تحصیلات دانشگاهی منطبق بر اصول آموزشی بین المللی باید مهمترین جزء انتخاب مدیران برای هر رده از مدیریت باشد. 

نوشته شده توسط دکتر محمد رضا امینیان جمعه, 08 آبان 1394 ساعت 14:54

نظرات 

 
نویسنده نظر : رضا ------ عنوان نظر : شایستگی
یکشنبه 10 آبان 1394 ، ساعت 11:57
با درود، عنوان ومفاد مقاله تان بسیار آموزنده ست ، همه جا حرف از شایسته سالاری وجود دارد ولی معنای شایستگی در عمل همان عکسی ست که در مقاله چاپ شده است و در کشور ما مبنا بر بی اعتمادی و دروغگویی ست مگر آنکه احیاناً خلافش ثابت شود ، در کشور ما بحران شایسته سالاری وجود ندارد چون اصلاً صحیح معنا نشده است ، بحران - بحران شایستگی ست چون آدم شایسته کسی ست که تملق گو باشد ، در دانشگاهها که تحصیلات دانشگاهی منطبق براصول آموزشی بین المللی باید باشد آیا هست ؟ آیا کسانی که بایستی براساس همین اصول اعضای هیئت علمی دانشگاه باشند بر همین اساس انتخاب شده اند ؟ با توجه به وقایعی که اتفاق می افتد مشاهده می شود که اینطور نیست از همان شایسته ها( چاپلوسان ) استفاده شده است وگرنه افراد اعضای هیئت علمی دانشگاهها و ... چاره ای برای نهادینه شدن آموزش و سلامت تا حالا اندیشیده بودند ، اون از وضع طرح تحول سلامت که به راستی باید همان طرح تحول درمان نامیده شود و دیگرمسائل مربوط به حوزه سلامت پزشک خانواده و.. و متاسفانه طبق متن فوق خرافه گرایی مردم و ... تشدیدکننده اوضاع جاری ست .
 
 
نویسنده نظر : فرنوش ------ عنوان نظر : شایسته ها
پنجشنبه 14 آبان 1394 ، ساعت 23:11
شایسته ها در استان ما بیمارستان احداث نموده اند بسیار عالی ! تمامی استانداردها را رعایت کرده اند ! مثلاً در شرق گیلان اصلاً فکر نکنید که موجب آلوده شدن محیط زیست میشوند برعکس موجب ایجاد سلامت و حفظ محیط زیست می شوند چون تصفیه فاضلاب ندارند و چاه دارند که مرتب سرریز می شود شهر هم شبکه جمع آوری فاضلاب دارد! واقعاً خسته نباشند و انگار اکثر ماها یه جورایی شایسته هستیم ( این دیگه علامت تعجب نداره چون هستیم)
 
 
نویسنده نظر : سارا ------ عنوان نظر : چاپلوسان
یکشنبه 17 آبان 1394 ، ساعت 23:33
سپاس از مطلب آموزنده تان ، در کشوری که همه شایسته هستند و روزبروز در کسب درجه شایستگی از همه پیشی میگیرند ، واقعاً چه باید کرد ؟ چه اتفاقی افتاد که این استعداد بنحو شایسته ! شکوفا شد و دست بردار هم نیست
 
 
نویسنده نظر : بابک ------ عنوان نظر : حماقت
چهارشنبه 20 آبان 1394 ، ساعت 15:18
دوچیز در جهان انتها ندارد یکی جهان و دیگری حماقت البته اولی را مطمئن نیستم ولی دومی را حتماً و تا حماقت بشر وجود دارد چاپلوسی و شایسته ها پابرجاهستند ، ابتدای جمله از انیشتین دانشمند بزرگ جهان است .
 
 
نویسنده نظر : پریسا ------ عنوان نظر : چاپلوسی
جمعه 22 آبان 1394 ، ساعت 17:30
گاهی اوقات سخت میشه که علت پدیده ها رو توضیح داد ما معتاد به دروغگویی هستیم یعنی حتی زمانی که لازم نیست و هیچ منفعتی هم برای ما ندارد حتی باعث لذت ( مثل داستان چویان دروغگو) ما هم نمیشود دروغ میگوئیم چاپلوسی ما هم عین روایت دروغگویی ماست ولی اصلاً حوصله هم رو نداریم و در این کشور تمامی ارزش های مثبت جای خود را به ارزش ها منفی داده ( البته همیشه استثناء وجود داره و هرکی فکر میکنه خوب من اون استثنا هستم و برای رفتار زشت ش توجیه میاره )خوبه که یه کم مطالعه کنیم ( کتاب رو نمیگم چون تنبل تر از اون هستیم که کتاب بخونیم ) در مورد خودمون و رفتارهای زشت مون مطالعه و کندو کاو کنیم.باور کنین ضرری نداره در خلوت خودتون از همین حالا شروع کنین و سعی کنین هر روز بیشتر با خودتون خلوت کنین
 
 
نویسنده نظر : باران ------ عنوان نظر : نرخ روز
جمعه 13 آذر 1394 ، ساعت 13:33
سپاس از مطلب زیبایتان ، تعدادی معدودی از ایرانیان بقول نادر نادرپور :
ما نان به نرخ خون جگر خوردیم
زیرا که نرخ روز، ندانستیم
به یاد آگاهان ، آگاهی بخشان و مبارزان آگاه این مرز و بوم و به امید روزی که با تلاش انسانهایی مثل شما یاد و تلاش دوستداران انسانیت زنده و پایدار بماند و شایستگان (چاپلوسان) و بی تفاوت ها و ... بخود آیند.
 

 

تمام حقوق مادی و معنوی متعلق به مدیریت سایت جهانی بهتر می باشد .

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .