امروز : یکشنبه 26 فروردین 1403 هجری شمسی , 4 شوال 1445 هجری قمری , 14 آوریل 2024 میلادی
**** شعار جهانی بهتر : بندگی خدا ، شاد کردن انسانها ، احترام به طبیعت ****
 
* * * قابل توجه بینندگان عزیز سایت جهانی بهتر : قسمت نظرات سایت راه اندازی شد . مدیریت سایت منتظر نظرات شما در پایان هر مطلب می باشد . ممنون * * * با دنبال کردن مطالب و معرفی سایت به دیگران انگیزه ما را در بهتر کردن امکانات سایت تقویت کنید * * *
 

مدیریت سایت

  previous  
 

دکتر محمد رضا امینیان

 
 

Dr.Aminian@jahanibehtar.com

 

آمار بازدیدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز600
mod_vvisit_counterدیروز442
mod_vvisit_counterاین ماه6343
mod_vvisit_counterکل بازدید1570931

آی پی شما : 44.201.97.224

مطالب

 

پدیده کارتن خوابی مشاهده در قالب PDF چاپ

خبر اخیر مرگ یک کارتن خواب در تهران اگرچه تکراری است ولی تمام وجود انسان را پر از درد می کند. وقتی خلقت در وجود انسان سرمایه ای به نام مغز می گذارد که قیمت آن قابل محاسبه نیست، چرا باید جامعه ای وجود داشته باشد که همه از این سرمایه برخوردار باشند و تعدادی در آن جامعه که آن ها نیز همین سرمایه را دارند در کارتن بخوابند و از سرما و گرسنگی بمیرند؟

در زیر همین خبر در سایت الف، نظرات خوانندگان را مطالعه کردم و تقریبا همه آن ها با نگاهی احساسی و عاطفی که درد و رنج از آن ها می بارید به موضوع نگاه کرده و سه نظر متفاوت داشتند.

عده ای حکومت را مقصر می دانستند که برای این اقشار فکری نمی کند و معتقد بودند که سرمایه های کشور عادلانه توزیع نمی شود، عده دیگری معتقد بودند که مردم حس نوعدوستی ندارند و دست یکدیگر را نمی گیرند و این اتفاقات را به این نوع برخوردهای غیرمسولانه نسبت می دادند و نهایتا تعداد کمی از افراد، خود کارتن خواب را مقصر می دانستند که تن به کار نمی دهد.

البته همه این نظرات درست است و در بروز این اتفاق جانسوز نقش دارد ولی مشکل را باید ریشه ای تر در نظر گرفت و باید عمیق تر به آن پرداخت تا در آینده ای نزدیک یا دور حل شود و اثری از آن باقی نماند.

همه می دانیم که دیشب همراه با این مورد موارد فوتی بیشتری در جامعه ما به دلیل گرسنگی و سرما اتفاق افتاده و یا نزدیک به اتفاق بوده ولی به وقوع نپیوسته است. این مورد در یک دوربین عبوری و شاید با برنامه قبلی ثبت شده و به رویت من وشما رسیده و احساسات همه ما را جریحه دار نموده است. اگر میخواهیم در آینده شاهد این اتفاقات و عکس های اشک آور نباشیم باید تکانی به خودمان بدهیم وببینیم که چه کمی و کاستی در وجود ما هست که در نهایت سیر وقایع به چنین صحنه هائی در جامعه منجر می شود.

اولا مقدار سرانه کار مفید در جامعه ما بسیار پائین است و در بهترین محاسبات به یک ساعت در روز نمی رسد. این بدین معنی است که باید به اندازه حداقل چهار ساعت کار، به ما پول اضافه برسد تا بتوانیم زندگی متوسطی داشته باشیم چراکه یک زندگی متوسط احتیاج به حدود پنج ساعت کار مفید دارد. در چنین جامعه ای اگر فرد یا افرادی نتوانند خود را به این مقدار درآمد بدون انجام کار برسانند برای امرار معاش کم می آورند و اگر خیلی خیلی کم بیاورند به سرنوشت این کارتن خواب دچار می شوند. حال اگر هرکدام از ما در موقعیتی که هستیم سعی کنیم به مقدار کار مفیدمان بیفزائیم از نیازمان به آن درآمد کارنکرده کاسته شده و در نتیجه به سبد کمک به افراد فاقد کار و یا فاقد توان اضافه می شود و این نگاه عمیق به تدریج جامعه را از مرداب کارتن خوابی نجات خواهد داد.

دوما سرانه مطالعه و تفکر نیز در جامعه ما بسیار پائین است و در برخی پژوهش ها به کمتر از 18 دقیقه در روز می رسد. وقتی اهل مطالعه نیستیم در تمام زمینه ها تحلیل درستی نخواهیم داشت، مثلا در تشکیل مجلس شورا که باید در زمینه تمام مسائل کشور تصمیم بگیرد و بودجه های لازم را تصویب کند و ناظر بر اجرای قوانین باشد چه انتظاری داریم که با سرانه مطالعه کم انتخاب درستی داشته باشیم. نتیجه انتخاب چنین جامعه ای آیا چیز درستی در خواهد آمد؟ جامعه ای که تمام اعضاء آن اهل مطالعه بیش از یک ساعت در روز باشند مجلس شورائی تشکیل می دهند که قبل از هر چیز بودجه کشور را برای آموزش منجر به مهارت تخصیص می دهد و اگر باز پولی باقی ماند بودجه سلامت نگهداشتن مردم را مشخص می کند و برای سایر خدمات در جامعه، امور را به شوراهای شهری و محلی واگذار می کند که خودشان از محل مالیات و در صورت نیاز با دریافت عوارض، آن خدمات و نیازهای جامعه را برآورده سازند. مجلس نیز با نگاهی کاملا علمی و دانشگاهی، بر انجام و اجراء مقررات نظارت می کند. این حالت را با وضعیت فعلی تصمیم گیری در کشور مقایسه کنید، در یک نگاه ساده متوجه می شوید که بیشترین کمبودها در آموزش و سلامت جامعه مشاهده می شود و این یعنی بازهم کاهش کار مفید توسط ما که اولا مهارت کافی به ما نرسیده و ثانیا از سلامت کامل برخوردار نیستیم و در نتیجه به بیش از چهار ساعت درآمد بدون کار برای زندگی روزمره خود نیاز خواهیم داشت و نتیجه نهائی اینکه کارتن خواب های جامعه بیشتر خواهند شد و تعداد بیشتری از آنان در سرما به دلیل گرسنگی خواهند مرد و ما مجددا احساساتی خواهیم شد و دیگر هیچ.

اینکه فساد اداری در کشور ما زیاد است و اینکه اختلاس و رشوه بیداد می کند و اینکه منابع مالی کشور هدر رفته و صرف امور غیرضروری می گردد و خیلی از موارد دیگر اینچنینی، به انتخاب ها و تصمیمات ریز و درشت ما بر می گردد و راه حلش همان ها است که در این مطلب و سایر مطالب سایت بارها نوشتم و راه دیگری وجود ندارد. باید به مقدار مطالعه و تفکر خود بیفزائیم و با این کار در انتخاب و تصمیمات خود ارتقاء بدهیم و نهایتا با افزایش مهارت و سلامت خود، کار مفید خود را افزایش و میزان نیاز خود به درآمد بدون کار را کاهش دهیم، در این صورت است که اولا منابع جامعه درست هزینه می شود و ثانیا برای افراد فاقد کار و ناتوان بودجه لازم باقی می ماند و گرنه احساساتی شدن و نق زدن کاری از پیش نخواهد برد.

نوشته شده توسط دکتر محمد رضا امینیان جمعه, 09 بهمن 1394 ساعت 12:23

 

تمام حقوق مادی و معنوی متعلق به مدیریت سایت جهانی بهتر می باشد .

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .